طرف رفته مسجد ختم. اونجا پیش بابا میشینه و با هم صحبت میکنند.

 3 ساعت بعدش زینب دایی زنگ میزنه و میگه طرف مرده...


آدم از فرداش خبر نداره

/ 10 نظر / 13 بازدید
نسیم

اینا رو میدونیم و آدم نمیشیم . ما زیاران چشم یاری داشتیم .زهرا خانم کجایی؟؟؟

باد صبا

خدا رحمتش کنه. امیدوارم درس بگیریم [گل]

آزاده و ساینا

پس تولدت پیشاپیش مبارکککککککککککککککک[ماچ][بغل][گل] البته ساینا و یکی از دایی هاش و یکی از خاله هاش هم 23 خرداد هستن جالبه نهههههه؟[چشمک] مرسی از اینکه پیش ساینا اومدیییییییی[قلب]

آزاده و ساینا

راستی از این پست زیاد سر در نیوردم[سوال] خدار رحمت کنه هر کی مرده[ناراحت]

باد صبا

سلام تولدتون مبارک. (اگه درست گفتم) [گل]

باد صبا

سلام شرمنده كه نوشته وبم كمي تلخ بود شعر آقاي كاشاني رو هم توي وبم بخونيد لطفا

فاطیما

سلام مامان کوچولو. تولدت مبارک.[گل] اس ام اس که جواب نمیدی خونه هم که نیستی! ظاهرا اینجا میشه پیدات کرد[لبخند]