امیدوارم

تازگیا وقتی میفهمم دزد خونه یا وسایل کسی پیدا شده چقدر خوشحال میشم و صد البته امیدوار...

یعنی میشه اون دزد بووووووووووق ک هارد و لپ تاپم و برده پیدا شه؟؟

جهنم و ضرر ی سال طول بکشه. ولی پیدا شه بالاخره.



   + زهرا - ٤:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٢

یه بنده خدایی...

یه بنده خدایی تو خانواده ما هست که خیلی باحاله. یه کارایی میکنه آدم زبونش یند میاد که چی بگه وقتی میشنوه. به دو نمونه از کاراش توجه کنید:

رفتم خونه شون یه تیشرت میده به من میگه بیا من اینو خریدم واسم تنگه ماله تو. بعد یه مدت همون لباس اهدایی رو خونه شون پوشیدم مهلا میاد میگه خاله لباس خودته؟ میگم آره فلانی بهم داده. مامانش از اون ور یهو پیداش میشه میگه "ا این که لباس مهلاست دارم دنبالش میگردم تن تو چی کار میکنه"!!!! به طرف میگم واسه چی دادی به من؟ میگه "ااا مال مهلاست؟؟؟  دیدم چند وقته اینجا افتاده کسی استفاده نمیکنه گفتم مال تو"

رفتیم مشهد زن داداشم واسه برگشت چمدونشو جمع کرده میبینم سوغاتیهای ما جلوشه میگم اینا دست تو چه کار میکنه میگه حسین خریده مال دوستاش میگم مطمئنی؟ انگار مال ماستا؟ میگه نه بابا برو بپرس از حسین. رفتم پرسیدم داداش میگه من هنوز چیزی نخریدم . بهشون که میگم مینا میگه این دخنره به من گفت حسین خریده بیا جمعشون کن رفتم دیدم میگم پس شوکولاش کو میگه مگه اونم واسه تو بوده؟ گذاشتم تو ساک. به طرف میگم مگه مرض داری خندیده و هیچی نمیگه.

حالا نمیخوام بگم این طرف کسی نیست جز مژگان خانوم ولی در کل این کاراش باعث میشه تا یه مدتی دستش بندازیم و هر چی نیست و نابود میشه سراغش و از مژگان بگیریم. البته اونم پررو تر از این حرفاست.  

   + زهرا - ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱

کوتاه

1-    طرف بدهی بالا اورده بیشتر از سنش. باباش داده. دوباره بدهی بالا آورده این سری باباش نداده. اونم بعد از خط و نشون فراوون یه شب تو خونه خالی خودش و دار زده. عجبا…

2-    2 حالت داره:

"شرایط" و دیدید: مثل من حسرت اون وقتی که براش گذاشتید و میخورید

"شرایط" و ندید: خوش بحالتون که براش وقت نذاشتید. به همین راحتی

   + زهرا - ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠

مامان بودن سخته

مادر بودن حس زیبایی. انگار داری رو ابرا راه میری. انگار هیچ خوشی ای بالاتر از این وجود نداره. نمیتونی دنیای بدون این حس و تصور کنی. اگه نبودی دیگه در کار نیست. هر چی هست در این حس و موجود کوچیکی که روز به روز داره بزرگتر میشه و تو، تو لحظه لحظه اون حضور داری خلاصه میشه.

نمیتونی تصور کنی که اگه نبود چه میشد. همش به این فکر میکنی که برای زندگی بهترش چه کاری میتونم انجام بدم. و اگه خدای نکرده اتفاقی برای این یکی یدونه ها بیفته... زمین و زمان و به هم وصل میکنیم که مشکلی پش نیاد.

چه کشید نوه عمه جمیله که دختر 2 سالشو از دست داد. چه کشید مامان وقتی پسر 18 سالش شهید شد. چه کشید ننه جون وقتی پسر 50 سالش مرد. کاشکی همون جور که دعا میکنیم که سایه همه پدر مادرا رو سرمون باشه، دعا کنیم که خدا همیشه بچه هامون و سالم نگه داره. 

 

   + زهرا - ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠

مردان و قدرت الکی

وقتی صحبت از مادر میشود یاد مادری دلسوز و عفیف می افتم، که فکر میکرد، همین که غذای خوشمره ای میپزد و دیگران به به و چه چه میکنند، بزرگترین فداکاری را در حق شوهر و بچه هاش کرده. دوست داشت فرزندانش درس بخوانند، ولی خودش قادر نبود حتی الف و ب یادشان بدهد. ار بس که بی هدف و اندیشه بود مثل موم تو دست شوهرش له میشد. موم هم نه، انگار که اصلا و ابدأ نبود. پزیرفته بود که مردها بهش دستور بدهند. حتی دعوا و مشاجره هم بلد نبود. بیشتر نفرین و ناله میکرد تا نشان دادن راه و چاله.

میترسم. میترسم از روزی که این بلا سر منم بیاد. کاش مردا اینقدر خودخواه نبودند. کاش به قدرت کاذبشون نمینازیدند. کاش همه مردها به زنهاشون، مادرهاشون و خواهراشون بها میدادند. کاش درک میکردند که زنها هم انسانند و زنده. که حق انتخاب و تصمیم گیری دارند.

   + زهرا - ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠

وحشت

تجاوز...

تجاوز...

تجاوز...

و باز هم تجاوز.

امنیت!!!!!!

گفتی امنیت؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

چه خنده دار...

خیلی وحشتناکه

   + زهرا - ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠

فحش نده

قربونت برم به اون بنده خدا فحش نده، تقصیر اون نیست که تقصیر احمدی نژاده. من میدونم.

   + زهرا - ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠

توجه...

آهای مامانا،باباها تو رو خدا این فارسی وان و از لیست شبکه هاتون حذف کنید پس فردا بچه هاتون دجار بلوغ زود رس میشندا... از ما گفتن و از شما نشنیدن

   + زهرا - ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠
← صفحه بعد